دزیره 2جلدی
3 رای   - 

کتاب دزیره 2جلدی اثر آن ماری سلینکو

دریافت مشاوره تلفنی
موجود
90,000 تومان

نماد اعتماد الکترونیکی

کتاب دزیره

خرید کتاب دزیره 2جلدی به نویسندگی آن ماری سلینکو ترجمه:ایرج پزشکزاد, توسط انتشارات:فردوس منتشر شده است . رمان دزیره به صورت یاداشت های قهرمان آن,دزیره کلاری با استفاده از اسناد ومدارک تاریخی معتبر,نوشته شده است.این رمان را میتوان یک تاریخ مشروح ودقیق سال های آخر قرن هجدهم ونخستین سالهای قرن نوزدهم دانست.

چکیده کتاب دزیره

دزیره راه دور و دراز و پرپیچ و خمی را که از خانه ی پدرش در "مارسی" شروع و به قصر سلطنتی استکهلم منتهی می شود با همان روحیه ی بشاش و امیدوار دوران جوانی طی میکند. در برابر همه ی اطرافیان، از خدمت کاران و بستگان خود تا بزرگ ترین رجال عصر، همان دختر ساده و بی آلایش باقی می ماند. جزئیات عادی و گاهی مضحک زندگی روزمره را با بیانی ساده و دلنشین در خلال وقایع بزرگ تاریخ شرح می دهد.

نویسنده زیر و بالای وقایع دوران بعد از انقلاب فرانسه، از سقوط روبسپیر و ژاکوبن ها، حوادث حکومت "دیرکتوار"، کودتای ناپلئون، دوران کنسولی و امپراطوری او تا جنگ ها و پیروزی ها و سر انجام شکست و سقوط امپراطور و بازگشت خانواده ی بور بن به سلطنت را با چنان دقت و صحتی در خلال ماجرای شیرین و افسانه مانند ترقی دزیره کلاری شرح می دهد که می توان این رمان را یک تاریخ مشروح و دقیق سال های آخر قرن هجدهم و نخستین سال های قرن نوزدهم دانست.

رمان آن ماری سلینکو در ظرف چند سالی که از انتشار آن می گذرد به بیست و چهار زبان ترجمه شده و در سراسر جهان میلیون ها خواننده علاقه مند پیدا کرده است . و شکی نیست که دزیره قهرمان آن به زودی در ردیف چهر های درخشان و شخصیت های فراموش نشدنی رمان عصر حاضر قرار خواهد گرفت .

قسمتی از رمان دزیره

  • نور شمع به صورتم نزدیک شد و از خواب بیدارم کرد.
  • -بلندشو، دزیره، بلندشو و زود لباست را بپوش.
  • این صدای ژان باتیست بود که شمع به دست بالای سر من ایستاده بود.
  • بعد شمع را روی میز گذاشت و مشغول بستن دکمه های اونیفورم مارشالی خود شد.
  • مگر دیوانه شده ای،ژان باتیست؟ مگر الان نیمه شب نیست؟
  • عجله کن،گفته ام اوسکار را هم بیدار کنند. میخواهم پسرمان هم حاضر باشد.
  • از طبقه زیر صدای رفت و آمد و صحبت چند نفر به گوش می رسید."ایوت" آهسته وارد اتاق شد. لباس  خدمت خود را روی پیراهن خواب پوشیده بود.
  • ژان باتیست با بی حوصلگی گفت:
  • خواهش میکنم عجله کن.
  • بعد رو به ایوت کرد
  • به پرنسس کمک کنید که زود لباسش را بپوشد.
  • من، وحشت زده گفتم:
  • خدایا! اتفاقی افتاده است؟
  • خودت خواهی دید.لباست را بپوش!
  • متحیر و ناراحت پرسیدم:
  • چه لباسی بپوشم ؟
  • قشنگترین لباس و بهترین و قیمتی ترین لباست را می فهمی؟
  • نه هیچ نمی فهم.
  • بعد با لحن غضب آلودگی گفتم:
  • ایوت ، آن پیراهن ابریشمی زرد را که در مهمانی دربار پوشیده بودم بیاورید. ژان باتیست ، آخر نمی خواهی بگوئی چه اتفاقی افتاده؟
  • اما ژان باتیست از اتاق بیرون رفته بود. با عجله شروع به شانه زدن زلفم کردم .ایوت پرسید:
  • پرنسس، نیمتاج هم سرتان می گذارید؟
  • با لحن خشم آلودی فریاد زدم:
  • چه اتفاقی افتاده؟ خواهش میکنم بگو چه خبر شده.
  • این لحظات مهم ترین لحظات زندگی من است،دزیره .
  • خواستم بایستم و او را نگاه کنم، اما بازویم را ول نکرد و از پله ها پائینم برد. جلوی در سالن بزرگ ماری و فرنان، "اوسکار" را به طرف ما فرستادند. در چشم های اوسکار آثار اضطراب خوانده می شد.
  • سالن مثل روز روشن شده بود: تمام شمعدان های ما را به سالن آورده بودند. چند نفر انتظار ما را می کشیدند.
  • ژان باتیست بازوی مرا گرفت و ....................

سایر مشخصات محصول

انتشارات : فردوس
قطع : رقعی
نوع جلد : گالینگور
سال چاپ : 1397
تعداد صفحات : 958
تیراژ : 1000
موضوع : رمان خارجی
نوبت چاپ : بیست چهارم
نویسنده : آن ماری سلینکو
مترجم : ایرج پزشکزاد
شابک : 9789643204839
هیچ نظری ارسال نشده